یکی از مأموریتهایی که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود، مربوط به فردی بود که در شرایط بحرانی قرار داشت و احتمال آسیب به خودش وجود داشت.
وقتی من و همکارانم به محل رسیدیم، شرایط بهگونهای بود که حتی عوامل انتظامی هم امکان ورود به منزل را نداشتند.
ما میدانستیم که در چنین شرایطی، اولین قدم، ایجاد آرامش و اعتماد است؛ نه ایجاد فشار.
خودمان را معرفی کردیم، با آرامش با فرد صحبت کردیم و تلاش کردیم به او نشان بدهیم که آمدهایم تا کمکش کنیم، نه اینکه مقابلش قرار بگیریم.
بعد از مدتی ارتباط حرفهای شکل گرفت و درِ منزل را به روی ما باز کرد.
وقتی وارد شدیم، فرد همچنان در شرایط روحی بسیار نامناسبی بود. در حین صحبت، متوجه وجود یک ظرف حاوی ماده اشتعالزا در منزل شدیم.
من و همکارم، بدون اینکه شرایط را متشنج کنیم، تلاش کردیم فرد را به فضای امنتری هدایت کنیم و همزمان با همکاری عوامل انتظامی، عامل خطر را از محیط دور کنیم.
در آن لحظات، شاید مهمترین کاری که انجام میدادیم، فقط صحبت کردن بود؛ گوش دادن، آرام کردن و ایجاد حس امنیت.
خوشبختانه با ادامه گفتوگو و همدلی، شرایط فرد آرامتر شد و توانستیم مأموریت را به سمت یک نتیجه خوب هدایت کنیم.
در نهایت، فرد برای دریافت خدمات تخصصی درمانی، به اورژانس ۱۱۵ تحویل داده شد.
آن مأموریت برای من یک درس بزرگ داشت:
گاهی برای نجات یک انسان، اولین چیزی که باید نجات بدهیم، اعتماد اوست.با همکاری همه ظرفیتهای اجتماعی روانی موجود
اورژانس اجتماعی فقط حضور در یک مأموریت نیست؛گاهی یعنی چند دقیقه کنار یک انسان ماندن، شنیدن حرفهایش و کمک کردن به او برای اینکه دوباره امید را پیدا کند.
و شاید زیباترین قسمت کار ما همین باشد؛اینکه در سختترین لحظه زندگی یک انسان، کسی باشیم که به او میگوید:
«من اینجا هستم؛ آمدهام که کمکت کنم.»
ابوالفضل زنوکی اورژانس اجتماعی بیرجند
#دولت_پای_کار_مردم
#روایت_دفاع_و_سازندگی
#کنگره_ملی_۲۴۰۰_شهید_خراسان_جنوبی
#مدیریت_رسانه_و_روابط_عمومی_بهزیستی_خراسان_جنوبی
#مهر_آوا_رسانه_اطلاع_رسانی_بهزیستی_خراسان_جنوبی
روایت یک نجات با اعتماد ،همدلی وهمکاری *خطوط فوریتی ۱۲۳/۱۱۵/۱۱۰/* ۱۲۵
کد خبر 203106












نظر شما